سيد محمد دامادى
221
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
اقطاع ؛ مرادف كلمهء « نان پاره » در فارسى است و اقطاع و قطيعه ، زمينى بوده است كه حكومت به كسى واگذار مىكرد تا از عايد و درآمد آن ، مقرّرى خود را بردارد و نيز مخارج ابواب جمعى خود را از چريك بپردازد و تفاوت آن با « طعمه » در اين بوده است كه اقطاع پس از مرگ اقطاعدار يا مقطع در دست ورثهء او باقى مىمانده و تمليك منفعتى بوده است قابل انتقال به ورّاث ، بر خلاف طعمه كه قابل انتقال به ورثه ، نبوده است و مستوفيان ، اقطاع و تيول را « لقمه نان » مىگفتند . مطابق گفتهء قلقشندى ، اقطاع منحصر به زمين نبوده ، بلكه شامل معدن و گاهى جزيه و ماليات سرانه نيز مىشده است و اقطاعدار ، سهمى معيّن از درآمد آن را به ديوان مىپرداخته است . فرمان اقطاع را در عهد فاطميين مصر « سجل » و در عهد ايّوبيان « توقيع » و در عصر مماليك « منشور » مىگفته اند . « صبح الأعشى طبع مصر ج 13 ص 197 - 104 » [ فرهنگ نوادر لغات ديوان كبير ] در نظم و نثر فارسى « اقطاع » و « نان پاره » هر دو به كار رفته است : « نظامى » گويد : اين ده كه حصارِ بىهُشان است * اقطاع دهِ زبون كشان است و « خاقانى » در قصيدتى كه در « عزلت و قناعت » با مطلع : چو گُل ، بيش ندهم سرانرا صداعى * كنم بلبلانِ طرب را وداعى سروده است مىگويد : عَلَى القطع نپذيرم ، اقطاعِ شاهان * من و تركِ اقطاع و پس انقطاعى [ ديوان خاقانى صص 240439 چاپ دكتر سجّادى ] از فضل چه حاصل ، بجز از جان خوردن * افسوس أفضل ، كه فضل نتوان خوردن « نان پاره » چو در دستِ سگان افتاده است * مشكل بُوَد ، از دستِ سگان نان خوردن [ رباعيّات بابا أفضل ، ص 155 ]